تبليغاتX
ترجمان همهمه
ترجمان همهمه

ساعت :

حدود هشت و بیست دقیقه شب .

این جریان تندرستی قائد اعظم هم جالب شده . ملت چه خیال کرده اند ؟ علی زمانه و مرگ ؟ علی زمانه و میرایی ؟ ممکن است اصلا ؟


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 توسط افرا |

ساعت :

حدود ده و بیست و پنج دقیقه شب .

خوب ، امروز هم که وفات بود . وفات امامی که به تمامی فرزند زمان خودش بود . همان طور که پدرش ، حضرت علی سفارش کرده بود . آن گاه این ها چرا می خواهند ما را برگردانند به دوران جاهلیت ، من نمی دانم . کسی می داند ؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

حدود دوازده شب .

خوب ، که چی ؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

حدود یازده شب .

خوابمان می آید شدید .

نوشته شده در تاريخ یکشنبه نوزدهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

حدود شش و پنجاه و پنج دقیقه شب .

چقدر خسته باشم ، خوب است ؟
نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

هشت شب .

با رو شدن کثافتکاری تازه برلوسکونی - نخست وزیر ایتالیا - خواستم بگویم خاک بر سر ایتالیایی ها که به این مردک رای می دهند تا هر روز آبروریزی کند ، ولی انگار چیزی در درونم گفت : " هیس . ساکت باش که خودتان بدترش را دارید " . و اینگونه بود که من در برابر افتضاحات تهوع آور برلوسکونی سکوت کردم . همین و فعلا بای .

نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

حدود دوازده شب .

با دوستی سخن می گوییم . همین .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

ده و سی . پن دقیقه شب .

" دوستت دارم " را نباید گفت . هرگز . هرگز نباید گفت .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

 حدود دوازده شب .

بهتر از قبل ، و بهتر هم می شوم . همین . فعلا بای .

نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 توسط افرا |
ساعت :

حدود ده و چهل دقیقه شب .

خوب ، دروغ چرا ؟ این روزها حالم بهتر است دلیلش را نمی دانم . شاید به خاطر ورود آدم های تازه به زندگی ام باشد . شاید هم راحت تر شدن اعصابم . نمی دانم . به هر حال زندگی خوب است فعلا .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سیزدهم مهر 1388 توسط افرا |
Blog Skin